«باغبان موصل» روایت مستند – داستانی از شهیدی که در اسارت بذر زندگی می کاشت

فرانک انصاری، متولد 1363 در اردبیل، نویسندگی را از سال 1389 به صورت حرفهای آغاز کرد؛ مسیری که همزمان با همکاری او با بنیاد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس شکل گرفت و تا کنون به انتشار 16 عنوان کتاب انجامیده است. انصاری اگرچه تحصیلات دانشگاهیاش را در رشته شیمی کاربردی گذرانده، اما علاقه جدی به نویسندگی، مسیر حرفهای او را به سمت ادبیات دفاع مقدس سوق داده است.
او درباره آغاز راه خود میگوید: «از کودکی به نوشتن علاقه داشتم، اما نویسندگی حرفهای را از سال 89 شروع کردم. با وجود مخالفتهای اولیه خانواده، نوشتن همراه همیشگی من بود.» به گفته این نویسنده، همراهی همسرش نقشی تعیینکننده در ادامه این مسیر داشته است؛ چرا که حضور در کارگاهها، دشواریهای چاپ کتاب و تمرکز بالای مورد نیاز برای خواندن و نوشتن، بدون حمایت خانواده امکانپذیر نبود.
نخستین کتاب انصاری با همکاری بنیاد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس گسترش یافت. کتابهایی چون «ب مثل بابا ع مثل عشق»، «مهمان بهمنشیر» خاطرات رزمنده دفاع مقدس حسن فرقی، «لیلای مجنون»، خاطرات آزاده دفاع مقدس «سید محمود پورموسوی» و دو اثر در حوزه تاریخ شفاهی، بخشی از کارنامه او در این حوزه است. همچنین کتاب «زلال آینهها» به عنوان اثری تلفیقی، به نقش زنان در پشتیبانی از جبهههای دفاع مقدس میپردازد.
انصاری در شانزدهمین کتاب خود، با عنوان «باغبان موصل» به سراغ زندگی شهیدی رفته که کارمند فضای سبز شهرداری اردبیل بوده و به صورت داوطلبانه در عملیات خیبر حضور یافته است. این اثر، نخستین تجربه همکاری او با بنیاد شهید استان اردبیل است که از آذر ماه 1403 آغاز شد.
به گفته نویسنده، روند نگارش این کتاب با چالشهای جدی همراه بوده است: «تناقض در روایتها، دشواری یافتن همرزمان شهید و حتی ابهام در اسامی، بخشی از مشکلات کار بود. برای رسیدن به روایت درست، با 12 نفر مصاحبه کردم و راستیآزمایی دقیقی انجام دادم.» یکی از گرههای روایی، شناسایی فردی با نام «عادل» بود که در نهایت مشخص شد، منظور شهید «عادل برنگ» است.
انصاری درباره انتخاب نام کتاب توضیح میدهد: «شهید ابراهیم رضایی، باغبان فضای سبز شهرداری بود؛ انسانی ساده، مخلص و اهل ایمان. باغبانی برای او فقط یک شغل نبود، بلکه نمادی از نگاهش به زندگی بود.» هرچند روایتهایی درباره کاشت درخت در اردوگاه اسرا مطرح شده بود، اما تحقیقات نویسنده نشان داد که شهید و دوستانش به کاشت سبزی در اردوگاه موصل میپرداختند؛ جزئیاتی روایی که به بافت روایی اثر عمق بخشیده است.
شهید غریب در اسارت، ابراهیم رضایی در سال 1362 اسیر شد و در پی شرایط سخت اسارت و تغذیه نامناسب، به بیماری سرطان معده مبتلا شد. این بیماری در نهایت در 24 تیرماه 1367، درست چند روز پیش از پذیرش قطعنامه 598، به شهادت او منجر شد. پیکر این شهید بزرگوار پس از 19 سال، در مرداد 1381 به وطن بازگشت؛ در حالی که خانوادهاش سالها میان خبرهای متناقض شهادت و حیات، بارها طعم امید و ناامیدی را چشیده بودند.
نویسنده تاکید میکند باغبان موصل اثری «مستند – داستانی» است: «سعی کردم واقعیتهایی را که از طریق مصاحبه با خانواده و دوستان شهید به دست آوردهام، با زبانی روایی و جذاب بیان کنم؛ بدون آنکه به اصل واقعیت خدشهای وارد شود.» این کتاب از زبان سوم شخص نوشته شده و نگارش آن حدود 5 ماه به طول انجامیده است.
باغبان موصل تلاشی است برای روایت رنج پنهان اسارت، صبر خانواده و زیست ساده مردی که حتی د اردوگاه دشمن، دل به کاشتن و زندگی سپرده بود.
انتهای پیام/